{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد داشت تعریف میکرد:

استاد داشت تعریف میکرد:
داشتم برگه ی یکی از شاگردامو تصیح میکردم دیدم نوشته:
جواب پشت صفحه!
ما هم رفتیم پشت صفحه دیدم نوشته:
اگ بلد بودم همونجا می نوشتم
دیدگاه ها (۱)

يه توصيه ي علمي به آقايوني که ميخوان برن خواستگاري;به مادر ع...

از باباکرم چه میدانید؟باباکرم شخصی بوده ازلاتهای قدیم. به اس...

شما آقا پسری که ابروهاتو ور میداری که خوشگل بشی، فقط با یه ا...

یکی از دوستان مقیم لندن بود.تعریف می کرد که یک روز سوار تاکس...

چند پارتی جونگ کوک

LESSON

🖤 پارت بیست‌ودوم | حقیقت خونلانا به برگه خیره شده بود.— این....

بابابزرگ: ساعت عقد ۰۰ : ۴ فهمیدین دلم نمیخواد حتی یک دقیقه ه...

چند پارتی

بچه ها بچه ها وای بزارید تعریف کنممن خب سه ساعت منتظر بودم ا...

پارت ۳ سرکلاس اصلا حواسم به درس نبود همش به اون خوابا فکر می...

پارت ۴۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط