{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی با دخترعموش میره بیرون و حسادت میکنی

وقتی با دخترعموش میره بیرون و حسادت میکنی.

شلوارک و تیشرت لانگ در آوردم.سمت کوک برگشتم. سرش تو گوشیش بود.
لباسام و در آوردم و عوض کردم. سمتش برگشتم با دیدن چشمای مشکی براقش چشمام گرد شد. جیغی کشیدم.
همشو دید؟! ایی.
_خب حالا. زنمیا!
پشت میز آرایش نشستم و یکم کانسیلر و تینت زدم.
_اوو.دوساعت میخوای آرایش کنی؟!
برگشتم سمتش.
_مشکلی داری؟!
ابرویی بالا انداخت
_میخواد بخوابه دیگه.
با صدای زنگ خونه دستم و تند کردم .
بیوتی بلندر رو ول کردم و سمت در دویدم. درو باز کردم حجم زیادی از ادکلن وارد ریه ام شد.
_سلااام.
..
دیدگاه ها (۰)

قسم میخورم..

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.ریز خندید و سرش...

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.لباسم و تن کردم...

سلام من سولی هستم ۲۳ سالمه و داخل یه خوانواده معمولی بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط