{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏رفیقم مرغ مینا داشت یه مدت رفتن مسافرت گفتن شبها برو اون

‏رفیقم مرغ مینا داشت یه مدت رفتن مسافرت گفتن شبها برو اونجا بخواب دزد نزنه!



شب اول تنها رفتم زنگ در رو زدن رفتم دیدم کسی نیست تا صبح ۱۰ بار این تکرار شد!



شبهای بعد چند نفر با خودم بردم همین جریان بود!



آخرش زنگ زدم رفیقم گفتم خونتون جن داره!


گفت نه بابا اون مرغ میناس تقلید میکنه :|
دیدگاه ها (۷)

رمان تو خود منی

فیک انتقام یا عشق

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

The Fairy's - Monster's wrong love

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 4ویو اومی:رسیدیم. من کمربندم رو باز ...

جدایی

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط