{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شاعر با شعرش،

هر شاعر با شعرش،

در بند خاطرِ دامن یک زن گریست،

تا حاصل آن شد، قافیه های خونی و

غمبار،آری،هر زنی آبستن یک شاعر است

و هر شاعر،شعری در باران غبار احساس

#بهزادشهریاری🌹
@asheghanehha2020
دیدگاه ها (۱)

برای انگاره های دلم بنویس،در نوشته هایت برایم شانه باش،در جز...

همینکه خاطرم درشعاع افکارت،درکنارشعرهایت قدم میزند کافیست تا...

در سپیده دمان عاشقی🌸 🍃 مَحرمِ اسرار باش🌸 🍃 گیسو کنار بزن🌸 🍃...

من بی تو شعر خواهم شد، تا از تن عریان واژه ها،از ...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

࿐ྀུ༅ ࿇ ﷽ ࿇ ࿐ྀུ༅✅با دعا فرج زودتر تحقق می‌یابد آری؛ یک هزار و...

رقص سایه‌ها | پارت دهم: «بازی با آتش در سکوت»میرا گردنبند را...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط