درخواب تورا دیدم تعبیر وصال. آمد
درخواب تورا دیدم تعبیر وصال. آمد
این حالت رویایی زیبا به مذاق آمد
بر نعل زدم دستی گویند که خوشحالیست
سبزی و گل و ریحان باهم به میان آمد
ماهی بر خود دیدم در عالم رویاها
فرصت جهت این صبر تا ٱخر سال آمد
خط به خط، اشکنویسی مرا میخوانی
رفتنت، رفتنِ جان است، خودت میدانی
مثل هر بار که بستی و نرفتی، این بار
چمدان باز کن و باز بگو میمانی
هی مرا پس زدی و پیش کشیدی، نکند
پای برگشت نداری که مرا میرانی؟
بروی باغچهی قالی نُه متری ما
خشک خواهد شد از این غصّه که میافشانی
هر چه گفتم که بمان، فایده انگار نداشت . .
رفتنت، رفتن جان است، خودت میدانی!...
این حالت رویایی زیبا به مذاق آمد
بر نعل زدم دستی گویند که خوشحالیست
سبزی و گل و ریحان باهم به میان آمد
ماهی بر خود دیدم در عالم رویاها
فرصت جهت این صبر تا ٱخر سال آمد
خط به خط، اشکنویسی مرا میخوانی
رفتنت، رفتنِ جان است، خودت میدانی
مثل هر بار که بستی و نرفتی، این بار
چمدان باز کن و باز بگو میمانی
هی مرا پس زدی و پیش کشیدی، نکند
پای برگشت نداری که مرا میرانی؟
بروی باغچهی قالی نُه متری ما
خشک خواهد شد از این غصّه که میافشانی
هر چه گفتم که بمان، فایده انگار نداشت . .
رفتنت، رفتن جان است، خودت میدانی!...
- ۵۱۳
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط