اقا گوشیش خونه جامونده بود ظهرباهمسرش تماس میگیره میگه گو
اقا گوشیش خونه جامونده بود ظهرباهمسرش تماس میگیره میگه گوشیمو گم کردم هرچی بهش زنگ میزنم کسی جواب نمیده
بدبخت شدم چندتاقرارمهم کاری واجب داشتم که قراربودبامن تماس بگیرن..
همسرش می گه :
عزیزم ناراحت نشو گوشیت خونه جامونده
مهندس شهرتی (شهره خانم) پیام زدگفت ناهارزود بیا عشقم همون لباسایی رو که برام خریدی رو پوشیدم بیا ببین.
حاج سهیلی زاده (سهیلا خانم) پیام داده عصرساعت ۶ میاد همون قرار همیشگی تا باهم بریم دربند به خاطر سالگرد اشنایمون جشن بگیرم
ازشهرستان میناب دکتر حاجتی (مینا جون ) پیام داده فردا حتمآ بری پیشش امپول داره براش بزنی
اقای شکوهی شهرداری منطقه (شکوه خانم همسایه) پیام داده شب شام بری پیشش تاازخجالتت به خاطر چک پاس شده اش ازت تشکروقدردانی کنه
عزیزم منم چون دیدم سرت شلوغه خیلی برای تحکیم خانواده تلاش میکنی باهمه شون هماهنگ کردم شب بیان خونه خودمون شام درست کردم بهشون گفتم من نیستم تا باتو راحت باشن
عزیزم عاشق کاروتلاشتم . داداش هام وبابام دایی هام وعموهام هم میان کمکت کم نیاری هروقت مهمونی تمام شدبگو بیام خونه رو جم وجورکنم
بدبخت شدم چندتاقرارمهم کاری واجب داشتم که قراربودبامن تماس بگیرن..
همسرش می گه :
عزیزم ناراحت نشو گوشیت خونه جامونده
مهندس شهرتی (شهره خانم) پیام زدگفت ناهارزود بیا عشقم همون لباسایی رو که برام خریدی رو پوشیدم بیا ببین.
حاج سهیلی زاده (سهیلا خانم) پیام داده عصرساعت ۶ میاد همون قرار همیشگی تا باهم بریم دربند به خاطر سالگرد اشنایمون جشن بگیرم
ازشهرستان میناب دکتر حاجتی (مینا جون ) پیام داده فردا حتمآ بری پیشش امپول داره براش بزنی
اقای شکوهی شهرداری منطقه (شکوه خانم همسایه) پیام داده شب شام بری پیشش تاازخجالتت به خاطر چک پاس شده اش ازت تشکروقدردانی کنه
عزیزم منم چون دیدم سرت شلوغه خیلی برای تحکیم خانواده تلاش میکنی باهمه شون هماهنگ کردم شب بیان خونه خودمون شام درست کردم بهشون گفتم من نیستم تا باتو راحت باشن
عزیزم عاشق کاروتلاشتم . داداش هام وبابام دایی هام وعموهام هم میان کمکت کم نیاری هروقت مهمونی تمام شدبگو بیام خونه رو جم وجورکنم
- ۳.۶k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط