تنها نشسته بودم
تنها نشسته بودم
توی افکارم غرق شده بودم
گاهی یه لبخند مسخره گاهی قطره ای اشک
یه گوشه بزم خیالی بود یه گوشه یه نفر ابر قهرمان پوشالی
ولی میدونستم که من دیونه نیستم
فقط دلیل این که چرا خودم رو توی تیمارستان قلبم بستری کرده بودم رو نمی دونستم
تقصیری هم نداشتم
جفنگیات یه روانی (aria)
توی افکارم غرق شده بودم
گاهی یه لبخند مسخره گاهی قطره ای اشک
یه گوشه بزم خیالی بود یه گوشه یه نفر ابر قهرمان پوشالی
ولی میدونستم که من دیونه نیستم
فقط دلیل این که چرا خودم رو توی تیمارستان قلبم بستری کرده بودم رو نمی دونستم
تقصیری هم نداشتم
جفنگیات یه روانی (aria)
- ۳.۳k
- ۱۵ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط