{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک‏هایم را نخشکان

اشک‏هایم را نخشکان







چشم‏هایم که به اشک می‏نشینند، لبخندهایم را فرشته‏ها می‏نویسند. دعاهایم، پرنده‏هایی می‏شوند و تا آسمان هفتم پرواز می‏کنند.
دلم می‏لرزد؛ اما پاهایم را استوار بر پلکان توبه می‏گذارم و تا آستانه بخشش بی‏کران خداوند می‏آیم و از پله‏های لغزنده غرور و گناه رو می‏گردانم.
شب‏های قدر، تمام دنیایم را سراسر در آبشارهای شفاعت می‏شویند تا لحظه‏های معصوم را بتوانم لمس کنم.
در این شب‏هاست که می‏توانم روشن‏تر از همه ماه‏های کامل، دست بر آستان الهی بسایم. اشک‏هایم را در این شب‏ها نخشکان، الهی!
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

.نیستی آغوش من احساس سرما می کندپنجره سگ لرزه هایم را تماشا ...

نیستی! آغوش من احساس سرما می کندپنجره سگ لرزه هایم را تماشا ...

نیستی آغوش من احساس سرما می کندپنجره سگ لرزه هایم را تماشا م...

نیستی! آغوش من احساس سرما می کندپنجره تن لرزه هایم را تماشا ...

نیستی! آغوش من احساس سرما می کندپنجره تن لرزه هایم را تماشا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط