{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر وعده نرسیدیم و کمی دیر شده است

سر وعده نرسیدیم و کمی دیر شده است
اشک شاید که بر آن ، گونه سرازیر شده است

 
گونه ات سیب ترین میوه دنیای خدا
که لبم در هوس چیدن آن پیر شده است

 
چه بگویم چو بپرسی ز دل خسته من
کی ، کجا ، یا چه کسی باعث تاخیر شده است؟

 
دشمن خونیِ جان خودم از دیدن تو
با تو ذرات وجودم همه تسخیر شده است

 
دل من همچو سپاهی است که در حال شکست
عاقبت در غم عشق تو زمینگیر شده است

 
باورم نیست که تو با همه خوبی هات
دل دریایی ات اینگونه زمن سیر شده است

 
گرچه از فاصله دور مرا می خوانی
نوبت تا تو رسیدن به خدا دیر شده است
دیدگاه ها (۶۴)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

سر وعده نرسیدیم و کمی دیر شده است  ، اشک شاید که بر آن ، گون...

خندیدی و با خنده ات شهر دلم تسخیر شدلبخند معروف ژوکوند با خن...

اخنده‌هایم‌الکیست‌قهقهه‌میزنم‌اما‌صداییش‌همه‌از‌دور‌خوش‌است!...

دلِ بیچاره‌ و درمانده‌ی منزندگی بال تو را چید ولیبه تو خندید...

دلِ بیچاره‌ و درمانده‌ی منزندگی بال تو را چید ولیبه تو خندید...

بهار و خاکستر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط