قسمت سوم زمزمههای خون

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

قسمت سوم: زمزمه‌های خون

[زاویه دید لونا]
اون شب وقتی برگشتم خونه، همه رفته بودن اتاق‌های خودشون. من اما، نشسته بودم تو دفتر کار. روی صندلی چرمی‌ام، نور چراغ آبی‌ کم‌جان افتاده بود روی میز شیشه‌ای.
مین‌جی.
اسمش رو زمزمه کردم. صدایم سرد بود، مثل لبه‌ی تیغ.
ـ اشتباه کردی دختر. تهدید من؟ تو مهمونی من؟
آیلا وارد شد.
ـ حالت خوبه، لونا؟
نگاهش کردم. چشم‌هام مثل همیشه بی‌احساس، ولی دلم پر از خشم.
ـ آیلا... اطلاعاتی از تحرکات اخیر مین‌جی می‌خوام. اسم، آدرس، آدم‌هاش، نقطه‌ضعفش.
آیلا بدون هیچ سوالی سر تکون داد.
ـ همه‌چیز تا فردا صبح روی میزه.
بعد مکث کرد و لبخند زد:
ـ می‌خوای فقط بترسونیش یا... تمومش کنی؟
بلند شدم، رفتم سمت پنجره و به خیابون تاریک نگاه کردم.
ـ فقط یه اخطار. ولی اونقدری خشن... که با خودش بگه ای کاش مُرده بود.
[صبح روز بعد - زاویه دید کوک]
تو مقر باند "کابوس شب"، صدای تایپ جیمین با صدای قدم‌های سنگینم قاطی شده بود.
رفتم تو اتاق، جیمین نگاهی بهم انداخت.
ـ خبری از مین‌جی؟
سرم رو تکون دادم.
ـ نه... ولی یه حسی دارم. لونا امشب دست‌به‌کار می‌شه.
تهیونگ وارد شد.
ـ چه حسی؟
لبخند زدم.
ـ همون حسی که وقتی شکار نزدیکه، گرگ احساسش می‌کنه.
جیمین خندید:
ـ گرگ تویی یا اون؟
ـ هردومون.
[شب - مکان نامعلوم - زاویه دید مین‌جی]
مین‌جی نشسته بود روی صندلی، با دو محافظ پشتش.
داشت سیگار می‌کشید.
ـ کار اون دخترو باید زودتر تموم می‌کردم.
در باز شد.
صدا پیچید توی فضا. سرد، بی‌رحم، پر از نفرت.
دیدگاه ها (۰)

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت سوم صدا پیچید توی فضا. سرد، بی‌رحم...

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت چهارم[مکان: مقر ماه...

یکم اطلاعات راجب مقر باند لونا و کوکمقر "ماه خونین" (لونا) د...

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت دوم و باور کن، فکر می‌کنم واقعاً ه...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۱مین جی پلک زد و شرمنده خندید : را...

مین جی سری تکون داد سپس هر دو همراه یوبین به سمت اتاق جیمین ...

شب هم بلاخره تموم شده همین که از روی صندلی های میز بلند شدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط