{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم ب

تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکردن
اولی :برو بابا!
دومی :به من نگو بابا به من بگو عمو، وقتی میگی بابا من نسبت بهت احساس مسئولیت پیدا می کنم!
من ۸سالم بود، پشت کمدمو به امید راه پیدا کردن به سرزمین نارنیا بررسی می کردم!
دیدگاه ها (۴)

رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟یه دختر بچه ۵ ساله ای او...

پیاوه که وره ایرا با چایه کو بمه !

بابام میگه مربی اسپانیا چرا از مسی استفاده نمیکنه ؟!؟!

خواهر زادم پنج سالشه بهم میگه :دلم برات تنگ شده… ازش می پرسم...

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره.....

چرا برخی اصلاح‌طلبان و دولتمردان، عجز را فریاد می‌زنند؟🔹وقتی...

💢خبرگزاری فارس:چرا برخی اصلاح‌طلبان و دولتمردان، عجز را فریا...

💢خبرگزاری فارس:چرا برخی اصلاح‌طلبان و دولتمردان، عجز را فریا...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟑جونگکوک:اره دیگه عشق بچگیش همون دختره ...

پسر بد (51)

ابلیس

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط