{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
برگ صبـوح سـاز و بده جام یک منی


در بحـر مایی و منی افتـاده‌ام بیار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

‌هر صبح چشم باز می کنم و نیستی تو پای بودنت همیشه لنگ می زند...

‌عاشقم ، عاشق ستاره صبح عاشق ابرهای سرگردان عاشق روزهای بارا...

‌هر صبح زعشق تو ،این عقل شود شیدا...!#مولانا

گفتم که کجا بود مها خانهٔ توگفتا که دل خراب مستانهٔ تومن خور...

بوسه مرگ "پارت ۱۷"ویو صبحنور آفتاب از لای پرده‌های اتاق روی ...

با خارها راهش را میبندم:شباهت تالاگوا-اویی و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط