{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوری نه‌چنان گرفت ما را

شوری نه‌چنان گرفت ما را
کز دست توان گرفت ما را
هر گه بتو عرض حال کردیم
در حال زبان گرفت ما را
درد دل ما نمیکنی گوش
درد دل از آن گرفت ما را
مردیم و ز کَس وفا ندیدیم
دل از همه زان گرفت ما را
هر دوست که در جهان گرفتیم
دشمن به از آن گرفت ما را
گفتیم که بشکنیم توبه
ماه رمضان گرفت ما را
یا رب به زبان چه رانده بودیم
کآتش به زبان گرفت ما را
پا از سر ما نمیکشد غم
گوئی به ضمان گرفت ما را
دیدگاه ها (۶)

هم کوچ ابرهای زمستانی ام ،نرو حالا که با تو گرم غزل خوانی ام...

نمیخواهم دلت جای کسی باشد بجای منبه دنبال تو جاپای کسی باشد ...

نه از خندیدنم خندان نه از رنجیدنم غمگین مرا نادیده می‌گیرد چ...

خنده ی روی لبت خاطره ساز است، بخندچهره ات با نمک خنده چه ناز...

با خارها راهش را میبندم:شباهت خسروپرستی (داد) و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط