{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سکوت شب من ،

در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای...
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...
من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،
آسمان حرفی زد...
و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت...
چه سرابی دارم
که امیدم به نگاهت...
سالها یخ زده است.
دیدگاه ها (۲)

❎شـــاخ بـــودَنــ تٰــــو دنـیاےِ مجازیــ

گاهی تــــــــــــو . . . گاهی یــــــــاد تـــــــــو . . ....

بهــ هـمـهــ↻ـ مـیـخـنــدے✖✖بــا هـمـهــ↻ـ دسـتــ←♥→ـــ مـی...

الان دنیــــــــــا اینـــــجورے شــــــــــددددددددده!!↹ ﮐـ...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

🖤 سکوت. 𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀ژانر: مافیایی | رازآلود | غم...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

📖 آکادمی آستریاپارت چهارم | «راز برج قدیمی»بعد از حرف جنا......

آن پیچکهای یاغی

داستان عاشقانه جدید

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

رمان تهیونگ و جنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط