{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دادش رسیدم دلم رو رها کرم

به دادش رسیدم دلم رو رها کرم
صداش کردمو اون رقیبو صدا کرد
به پاش می نشستم خودش دید که خستم
ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم

واسه شب نشینی رفیق قدیمی
شدم رنگ اون شب که چشماش سیام کرد

حالا روزگارم عوض شد دوباره
حالا اون خودش فکر برگشتو داره

حالا من نشستم به سکان نورم
ولی اون به جز من کسی رو نداره
می بخشم دوباره گناهی که کرده
می بخشم می دونم که دستاش چه سرده

میشم ساتر شب رفیق قدیمی
بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی

بدون زندگی بازیگردون ترین
ببین خوردی دیدی که دنیا همینه
.
.
به دادش رسیدم دلم رو رها کردم
صداش کردمو اون رقیبو صدا کرد
به پاش می نشستم خودش دید که خستم
ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم

واسه شب نشینی رفیق قدیمی
شدم رنگ اون شب که چشماش سیام کرد

حالا روزگارم عوض شد دوباره
حالا اون خودش فکر برگشتو داره

حالا من نشستم به سکان نورم
ولی اون به جز من کسی رو نداره
می بخشم دوباره گناهی که کرده
می بخشم می دونم که دستاش چه سرده

می شم ساتر شب رفیق قدیمی
بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی

بدون زندگی بازیگردون ترین
ببین خوردی دیدی که دنیا همینه
be dadesh residam_-_(zende yad)morteza pashaei
دیدگاه ها (۳)

جواد رضویان از سال ۷۳ در عرصه بازیگری مشغول به کار شده است. ...

امشب ایشون به جای مرتضی میرن رو استیجامیدوارم موفق باشن..خیس...

s.mp

bedoone sharh

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

پارت ۱۴: خب فک کنم عاشقت شدم will i fill i love you

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁶و من..انگار تشنه اون بوسـ‌ه بودم..تشن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p34فقط از کنار نینا گذشت و وارد راهروی بع...

پارت: 18 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هوای اتاقِ سمعی‌بصری یهو ا...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

پارت سوم شروعی دوباره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط