{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم نون بگیرم , دست خالی برگشتم خونه . بابام گفت پس نون

رفتم نون بگیرم , دست خالی برگشتم خونه . بابام گفت پس نون کو؟
گفتم الکی مثلن نونوایی بسته بود!
یهو دیدم بابام با لگد چنان ضربه ای کوفت تو پوزم که آب دهنمو معلق تو هوا دیدم
وقتی بهوش اومدم دیدم بابام با لبخند ملیحی گفت:








الکی مثلن من بوروسلی ام
دیدگاه ها (۲۱)

زشتم نشدیم تنهاییمونو باور کننالکی مثلا من خیلی خوشگلو جذابم...

هرچی خانم خوشگل و خوشتیپهتوی ادلیست من جمع شدن.........الکی ...

ﺍﮔﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﻬﺮﯾﺪ . . .ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ ﮐﻪ . . .ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻭ ﺭﻭﺯﻩ ! . . ...

یاها ها هاههااههااهههااهااهاااااا اهایییییالکی مثلا من شجریا...

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_30···باخودم گفتم : " ای وای نکنه اون ک...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²⁶به هر بدبختی ب...

مافیای خشن من پارت ۶ نوشته: sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط