{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خبرچینان شنیدم بیقرارم نیستی

از خبرچینان شنیدم بیقرارم نیستی
دیگر آن دلداده‌ی بی‌اختیارم نیستی
گفته‌ای چون انتظارِ احتمالی خوب نیست
بعد از اینها بی‌سبب چشم‌انتظارم نیستی
چون تفاوتهای عقل و عشق در آسودگی‌ست
از همین رو عاشقِ دیوانه‌وارم نیستی
خوش خیالم با تمام خاطراتت، سالهاست
در تمامِ لحظه‌هایی که کنارم نیستی!
یک به یک موی سفیدم را شمارش می‌کنم
می‌شمارم، می‌شمارم، می‌شمارم نیستی!
کاش دست دوستی هرگز نمی‌دادی به من
کاش می‌گفتی کسی که دوست دارم نیستی
حاصلِ شب‌گریه هایم را غزل نامیده‌ام
خواستم بر شانه‌ات قدری ببارم... نیستی
دیدگاه ها (۸)

بُرو ای جان که دِل بَر خار دارینَظَر   بَر  کوچه های    تار ...

نمی رویَد  دِگَر  گُل دَر  بَهارَمندیده کَس گُلی دَرشوره زار...

دو دَریا  سوی جان  دارَد کرانهبه ساحل می زَنَد  گه دَر  میان...

بیا ای جان  که بی تو  بیقرارَمبه راهَت مانده وچِشم انتظارَمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط