{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

end

end
دراکو با پرفسور اسنیپ که آسیب دیده بود رو به رو شد
اسنیپ :اینو بگیر و به دخترم بده تنها راه نجاتش همینه
دراکو تا اومد چیز دیگه ای بگه اسنیپ از اونجا رفته بود دراکو سریع برگشت و با پامفری مواجه شد که نگران بالا سر نیلی ایستاده بود دراکو سریع خودشو رسوند به مادام پامفری و گفت :چه اتفاقی افتاده مادام پامفری
مادام پامفری گفت :آقای مالفوی مثل اینکه راه نجاتی براشون نیست ایشون توسط گرگینه گاز گرفته شده که علاوه بر اینکه گاز این موجود خیلی خطرناک و مرگباره خون زیادی هم از دست دادن شاید یه معجزه بتونه این دختر رو برگردونه
دراکو به خودش اومد با دیدن معجون توی دستش سریع به سمت نیلی رفت معجونی که توی دست داشت در دهان نیلی ریخت و با دیدن اینکه هیچ تغییری در حال نیلی ایجاد نشده بود تمام امیدش رو از دست داد دست های نیلی رو گرفته بود و ملتمسانه ازش درخواست میکرد بیدار بشه اما دخترک حتی تکون هم نمی‌خورد دراکو در اون لحظه مرگ رو پیش خودش دید اما در همان لحظه اتفاقی افتاد که موجب شد دراکو کمی امیدوار بشه دست آزاد دختر کمی تکون خورد دراکو با حالتی خوشحال به دخترک نگاه میکرد و بی صبرانه منتظر بود تا دختر بیدار بشه نیلی به سختی چشماش رو باز کرد و در اولین لحظه با دراکو مواجه شد دراکو با دیدن اینکه نیلی به هوش اومده بود خوشحال شد و با لحنی امیدوار شروع کرد از دخترک معذرت خواهی کردن و تمام حرفهای عاشقانه ای که در دل داشت رو بی صبرانه و بدون توقف به دختر می‌گفت انگار لحظه بعد قرار است از او جدا شود و دخترک از دیدن او با این حالت لبخندی بی جون تحویل او داد
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
بعد از اون اتفاق دخترک به یک گرگینه تبدیل شد او با اینکه میدونست دراکو چه موجود خطرناکیه با اغوشی باز اون رو پذیرفت و دراکو نیز مانند آلفایی که از از امگای خود محافظت میکرد در کنار او بود
پایان
امیدوارم دوست داشته باشید این اولین چند پارتی بود و میدونم که احتمالا زیاد خوب نشده 🪷❤️
دیدگاه ها (۱)

چندپارتی دراکو.(درخواستی)تو مرگخوار شدی ولی بهم نگفتی.وقتی ب...

پیمان نقره ای

time P5پروانه ای کوچک و سفید که در تضاد کامل با سیاهی های آن...

داستان

چند پارتی تهیونگ 🥺🤍✨وقتی دابمسش گرفتی ولی...ویو منن 😌ناگهان ...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط