پارت19

پارت19

ویو جیمین

خواستم برای ته یه لیوان اب ببرم که دیدم لی جائه با کوک داره حرف میزنه .. سریع پنهان شدم و به حرفاشون گوش دادم ... داشتن درباره ته حرف میزدن که شنیدم :
/ کوک بیا این پسر رو اخراج کن این دشمنه توعه..

وای نه باید سریع به ته خبر بدم وگرنه کار تمومه...

ویو ته
همین امشب باید کارو تموم بکنم ... اسلحه رو از کشو برداشتم و صدا خفه کن رو بهش وصل کردم .. وقتی شب همه خوابیدند .. باید جونگ کوک رو بکشم .. دوباره تو کشو گذاشتمش و یهو دیدم جیمین با ترس وارد اتاق شد

× تهیونگ باید بریم اینجا دیگه خطر ناکه ..
~ جیمی چیشده ها؟
× باید بریم .. کوک فهمیده که تو جاسوسی ..
~ من هیجا نمیام .. تا کارم رو تموم نکنم هیجا نمیام ..
× ته احمق نشو... جونت مهم تره یا کشتن کوک ؟ ها ؟ .. خواهش میکنم وقت نداریم بیا بریم ..

جیمین دست ته رو گرفت و جدی لب زد:
× تو این چند روز که اینجا بودم .. یه راه مخفی پیدا کردم بیا از اینجا بریم ..

و شروع به دویدن کردند که یهو صدای داد کوک توی کل عمارت پیچید :
+ زنده میخوامشون ... حتما الان پا به فرار گذاشتن .. دست بجنبونین بی عرضه هاااااا...

شدت دویدنشون بیشتر شد که یهو جیمین وایساد ..
× من .. از یه طرفه .. دیگه میرم توعم از این ور برو .. از در که خارج شدیم همو میبینیم باشه ته؟
~ نه من تنهات نمیذارم جیمی .. هر جا بری منم میام .
× تروخدا گوش کن ته .. فرار کن .. منم از این سمت میرم..

ته از طرف چپ رفت و جیمین از طرف راست .
تهیونگ به نصفه راه رسیده بود که صدای تیر اندازی به گوشش رسید ..
~ یا مسیح .. جیمی .. یا خدا نه .

راهش رو کج کرد که یهو جونگ کوک سر راهش سبز شد ..
+ کجا فرار میکنی موش کوچولو ..
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۳

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

پارت ۳۹

سناریووقتی محرم میاریشون ایران و میرین هیئت نامجون:من حتما ب...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴⁰ویو میکا_____سکوت سنگی...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

شاگرد لوس من

جونگ‌کوک یه آرمی باردار رو تو کنسرت دید که پلاکاردی با این ن...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط