{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم

رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی

دیده ما چو به امید تو دریاست چرا
به تفرج گذری بر لب دریا نکنی

 

"حافظ"
دیدگاه ها (۶)

چه کاری از من برمی‌آید؟وقتی عشقتمام خودش رامی‌ریزد توی چشم‌ه...

من و عشق و دل دیوانه بساطی داریمعقل هی فلسفه می‌بافد و ما می...

می‌دومشادمان و رهامیدوم باری به هر سو!شگونِ قاصدک هامطعم شور...

تقصیر لب توست،جنون کلماتماین مستی از آن چشم،چکیده به لغاتمبا...

زندگی دوبارهپارت پانزدهم...___________غرق در کار های پرونده ...

sing for me. p3

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟐𝟏اروم بهش گفتم.. ا/ت: من روی تو شرط بستم!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط