{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ¹³

پارت ¹³
که یهو ...
جونگ کوک چند قدم عصبانی و مست سمت ا.ت آروم برداشت که ا.ت کمکم ترسش بیشتر شده بود و اونم داشت عقب می‌رفت که خورد به ماشینش با دستش سعی کرد در ماشین رو باز کن ولی گیر کرده بود و باز نمیشد
+ اقای جعون ...
-نکنه ترسیدی خانم لی ...
+ نیا جلو ( کمی داد) ...
- و اگه بیامدچی ( نیشخندی میزنه )
+ شما گفتین پشیمون شدین پس نیاید
- فک کنم حافظت قوی پس حتما یادتم میاد که تو اتاقم رفتی و...
نزاشت حرفشو کامل کنه
+ شما گفتین اشکال نداره تازه من هم دوست لنا هستم هم کارمندتون
- این دلیل خوبی نیست که نتونم بیام پیشت
+ ( چشماش پر اشک ) خواهش میکنم
- واسه چی ؟
+چون نمیخوام بیشتز بیاید نزدیکم
-یعنی از من خوشت نمیاد ؟
+ ا.ت هم ازش خوشش میومد ولی همچنان ازش می‌ترسید پس هیچ جوابی بهش نداد
- خوب که اینطور ...
کوک جای خودش وایساد و گفت پس حداقل قبول کن یه بار با من بیای سر قرار
+ چی قرار ؟
- اگه بیای و از من خوشت نیاد دیگه پیشت نمیام و اگه هم خوشت اومد ...
+ باشه باشه
دست روی در ماشین بود زود در رو با تمام توانش باز کرد سوار ش شد و کوک فقط از پشت بهش خیره ماند




ادامه دارد....
جونگ کوکرا لطفتون نکنید این فقط یه فیکه
( به درخواست یه خوشگل این پارت رو اینجوری نوشتم ، دیگه ببخشید اگه بد شده )
بای بای
دیدگاه ها (۴)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

تکپارتی جونگ کوک

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط