{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یه همسفر بودم همسفری که وقتی به مقصد رسیدی باهاش خداح

من یه همسفر بودم، همسفری که وقتی به مقصد رسیدی باهاش خداحافظی کردی و رفتی.
نمیبینیشون، نمیفهمیشون..
دارم اشک ها و درد هام رو میگم، دارم شب بیداری هام رو میگم، اورتینک هامو میگم..
دارم از نگاه کردن عکسات میگم که توشون میخندی، اما صدای خندت رو نمیشنوم..
به کارما اعتقاد داری جیمی؟
چیزی که سر من اومد، سر تو هم میاد..
حتی اگه دست به اتفاق این ویدیورو دیدی، یک درصد هم شرمنده نباش..
شاید تو تقدیرم بود.. اینکه تو بیای و بری.
با لبخندی غمگین، دستش رو برای دوربین تکون داد، ویدیو رو برای مخاطبی با نام "پسرکوچولوم" فرستاد، پسر کوچولویی که خیلی وقته پیام هاشو میخونه و جوابی نمیده.
گوشی رو پشتش انداخت.
: خداحافظ ستاره ها، شاید هم سلام...
و با صدای گوش خراش آژیر پلیس و جیغ مردمی که حضور داشتن، به ستاره ها پیوست... مثل قصه های دوران کودکیش.


ادمین خستست
بد شد؟ به یه ور یونگیعلی✊
دیدگاه ها (۳)

عیدتون مبارک عموییا💋💋💋💋

به پشت بام رفت... نسیم خنک پوست نرمش رو نوازش می کرد، انگار ...

برید کنار ظهور کردماقا پنج تا پست میشه پاک کرد بعد اون ارور ...

#Just.let.me.kiss.you. part 9که یهو فیلیکس از پشت ...

ستاره ای در میان تاریکی پارت 1نویسنده.. برای دخترک امروز  هم...

سلام جیگیلیااااااا 👋🏻👋🏻❤️🫶🏻 امروز اومدم با پارت آخر یعنی پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط