{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب خمار افتاده ام، بردار و بر تـــــارم بزن

امشب خمار افتاده ام، بردار و بر تـــــارم بزن
بد مستی ایـــــــام را بر سینه ی زارم بــــــزن

آتش بزن بر قلب من، تا سوز و خاکستر شوم
با شعله های سر کش ات، بر قلب بیـــمارم بزن

با گیسوان پر پرت هر لحظه ســــازی می زنی
افشان کن اش آن زلف را، با تـــار آن دارم بزن

دارم بزن دارم بزن، چنگی به این جــــانم بزن
در چنگ تو، شد جان من، شوری دگر دارم بزن

ابرو کــمان انداختی، آتش به جــــان انداختی
سودا کنی گر تیر خود، من هم خریـــدارم بزن

ای لیلی افسانه ام، بر بوسه ای هم قـــــانع ام
مجنون لبهایت شدم، یک بوسه تبـــــدارم بزن
دیدگاه ها (۲)

. شاید امروز گلهایی رو که بهت میدمو پس بدی ولی یه روزی روی س...

آب منم ، تاب منم ، شاعر مهتاب منمشورتویی ، شعرتویی ، عاشق بی...

این پیام را همیشه و تا آخر عمرتون یادتون باشه ...بعضی وقتا آ...

‌ ‌‌ بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد قصه ی عشق مگر بی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط