{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲

اجوما: هانم کاری دارین که امدین پایین
ات: نه اجوما فقط حوصلم سر رفته
میرم یکم دور میزنم
اجوما: باشه مواظب خودت باش

ویو ات

رفتم تو حیات عمارت که
یه دفعه یکی منو هول داد
خوردم زمین چشامو باز کردم
دیدم تو یه جایی مثل انباریم
درو برو نگاه کردم دیدم یه مرده با نیشخند
جلوم وایساده و داره بهم نگاه میکنه

مرده: نمیدونستم جونگکوک یه همچین برادر زاده ای داره... نیشخند....
ات: تو کی هستی مرتیکه بزار برم
مرده: تازه امده کجا با این عجله
ات: عموم بیاد تورو میکشه
به نفعته که ولم کنی
منم این کارتو عموم نمیگم

مرده شروع میکنه به نزدیک شدن به ات
ات هم میره عقب و به دیوار انباری برخورد میکنه

مرده: ولی من عموتو نمیبینم
ات: نزدیکم نیا


بنظرتون چه اتفاقی برای ات میوفته
تو کامنت بهم بگین
دیدگاه ها (۷)

درخواستی وقتی که با اعضا تنها تو یه اتاق میخوابی ( باحاشون ر...

پارت ۱۳ات: نزدیکم نیا جونگکوک: مردت عوضی ( به موشت میزنه تو ...

پارت ۱۱ات: بریم یه چیزی بخوریم جونگکوک: اره حتما بریم ویو بع...

پارت ۱۰اجوما: ارباب جایی میخواین برین جونگکوک: اره اجوما یکم...

#novel_vampireسریع ات رو بردن و دکتر رو خبر کردن به ات رسیدگ...

#novel_vampireته او ببخشید من عادت دارم بالشت یا چیزی رو تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط