{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ه روز بابام بهم گفت:برو ببین خونه همسایه چه خبره که اینقد

ه روز بابام بهم گفت:برو ببین خونه همسایه چه خبره که اینقد سروصدامیاد؟
من رفتمو و فهمیدم دخترهمسایه با دوست پسرش فرارکرده!
خجالت کشیدم به بابام بگم، گفتم:ماشین همسایه رو دزدیدن!
بابام رفت تا به همسایه دلداری بده:گفت ای مرد برو خدا رو شکر کن که ازدستش خلاص شدی!
دیگه به دردت نمیخورد چند بار اونو با دوستای پسرت دیده بودمش که، چند نفری سوارش بودن.
هر دفعه پیش یکی بود. با خودم میگفتم اصلا دیگه توان راه رفتن داره؟بس که سوارش میشن!!
هر روز میخواستم بهت بگم ولی نمیخواستم توی مسائلت دخالت کنم ولی باور کن راه دوری نمیتونه بره من مطمئنم که پیش یکی از همین لات و لوتهای محله که بعد از اینکه ازش استفاده کرد و خسته شد میاره میندازدش جلوی در خونتون و فرار میکنه.
راستش خودمم یه بار سوارش شدم اما باهاش حال نکردم !!!
"پدر دختر درحال حاضر در سی .سی . یو میباشد منم از همو موقع خونه نرفتم به نظر شما برم خونه کاریم ندارن؟؟!!.....۱
دیدگاه ها (۵)

پدر عروس :خودت بگوخلافت چیه؟داماد :فقط آدامس زیاد میجومچرا؟ب...

ب جون مامانم این پستو کپی میکنم .....***********************...

ﻮ بهشت ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻴﺰﺍﺭﻥ :ﺍﺯبهشت ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ 20 تومانﺍﺯبهشت ﺑﻪ ﻣﺸﻬﺪ 3...

شب همتون خوش بای ♥

shede and shineپارت 1(یادم رفت بگم یوری و لونا و جونگین سون...

ویرایش : اونی که توی عکسه پرسونامه ، درست شده با گاچا نبولاع...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:3با...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

پارت ۴۵

پارت ۲۵

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

شاید با خودتون بگین اینا چین که پست کردم.خب باید بگم که. اس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط