{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید جای دنجی پیدا کرد و رها شد از قفس روزمرگی ها؛ باید ن

باید جای دنجی پیدا کرد و رها شد از قفس روزمرگی ها؛ باید نسخه تمام نگرانی ها را پیچید و پرت کرد آنسوی نخواستن‌ها باید عمیق و آرام نفس کشید و زندگی کرد!
❖
دیدگاه ها (۳۰)

دختر است دیگر😅

گاهی شرح حال آدمی همان حرف هایی ست که نمیزند ... نمی نویسد ....

امروز یکشنبه بیست ونهم مهرماه ناب ترين " دعاهايم "را بر تار...

🌸 یکشنبه تون زیبا 🍀و پر از انرژی مثبت 🌸از خدا میخوام🍀روزتون ...

عاشقانه های شبنم

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

و‌ تمام ماجرا همین است،من جز من هیچ ندارد...........‌ــ ‌گاه...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

میان تمام بالا و پایین‌های این مسیر،خداوند همیشه بهترین‌ها ر...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

کاش میشد درون بعضی از عکسها فرو رفت.حال و هوایشان را نفس کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط