{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم ما را بریدند...

خواب دیدم ما را بریدند...
و به کارخانه چوب بری بردند...

آن که عاشق بود پنجره شد..
آن که بی رحم چوبه دار...
از من اما دری ساختند برای گذشتن!
دیدگاه ها (۴۱)

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

جمعه ها شعرِ من انگار تو را می خواند قلم و کاغذ و خودکار تو ...

زلف او دام است و خالش دانه‌ی آن دام و منبر امید دانه‌ای افتا...

خنده قبلا بود بر هر درد بی درمان دوا بوسه شد درمانم از وقتی...

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

میلِ بوسه از لبت دارد دلِ احساسی ام!وای! دل دل میکنم درگیر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط