{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا.ت:نه‌، برو با همون دختره ی زشت برقص

ا.ت:نه‌، برو با همون دختره ی زشت برقص

جیمین:لطفا

ا.ت: حرف نباشه برو نمیخوام ببینمت

جیمین رفت یک گوشه نشست و نزدیک بود از چشمش اشک بیاد ولی با صدای اون دختره به خودش اومد

دختره: عشقم،کجایی؟(آخرین بارت باشه به جیمین میگی عشقم)

جیمین:ساکت شو من عشق تو نیستم

دختره:عزیزم اون دختره بهت چیزی گفته که ناراحت شدی؟


جیمین :به تو هیچ ربطی نداره فقط از این مهمونی برو

دختره:آخه.... آخه

جیمین:برووووو(داد)

شرط پارت بعدی۶ لایک
دوستون دارممممم ❤❤❤❤💜💜💜💜💙💙💙💙
دیدگاه ها (۰)

😂😂😂😂😂

لایک و فالو یادت نرهههه

پارت(۳)❤❤💙💙💜💜وقتی جیمین تعریف کرد ا.ت گفت ا.ت:یعنی یکی دیگه ...

سناریو ران پارت ۸

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

love in the dark④⑨همه‌ی وسایلم رو با دست‌های لرزون جمع کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط