{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حقیقت تلخ

حقیقت تلخ

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:
فرمانده چرا اینقدر خوشحالی؟
مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟

شیطان جواب داد:
امام اینها که بیاید ،عمر ما تمام میشود.
اینها را که غافل کنیم، امامشان دیرتر می آید

دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟

شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی !!!

اللّهُمَّ عَجِّل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۱)

🔴 صعصعة بن صوحان آمد خدمت علی علیه‌السلام و گفت: آقاجان از م...

❤ ️❤ ️✔ ️بانوی متولد سال هفتاد و دوهمسر شهید مدافع حرم شهید ...

فقط ۵ دقیقه

ما مدعیان صف اول بودیم،از آخر مجلس شهدا را چیدند شهید بلباسی...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

پارت ۵۲:خلوت دو نفره(یوجین)تقریبا نیمه شب بود و من دست به سی...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

خواهر یه کوالا پارت ۲۴

KIM V

KIM V

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت: فرمانده چرا ای...

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت: فرمانده چرا ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط