{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ـ من هیچوقت نفهمیده بودم چرا روزها حالم بهتره .

ـ من هیچوقت نفهمیده بودم چرا روزها حالم بهتره .
- شاید نور حالت رو خوب می‌کرد .
- نه ، من ماهیت روز رو دوست دار....
حتی اگر امروز ابری باشه یا فردا آفتاب ، ساختار ابر و آفتابش رو دوست دارم .
- من دقیقا برعکس ، شب ها رو دوست دارم .
- شب ؟ شب که چیزی ندارد .
ـ هااااااااااااا
دارد .
شب هم چیز های خاص خودش را دارد .
فقط روز که ابر و خورشید ندارد .
ـ خب توی شب چیزی دیده نمیشود که ...
- دیده نمی‌شود شاید چون ، تو میخواهی که دیده نشود .
ابرها را نایپدا می‌کنی با اون دیدگاهت ، که مثل سگ پاچهٔ تاریکی رو میگیره .
امروز غذا چی خوردی ؟
- ....
- چرا سرت رو میخارانی ؟
میگم امروز چی کوفت کردی ؟
-: یادم نیست خو ... چرا اذیت می‌کنی ؟
- دِ ... همین دیگه ، ولی من مثل تو اسکل نیستم که .
امروز من میگو خوردم ، یادمه و حتی هنوز اینو یادمه که میگو ها وقتی از گلوم پایین می‌رفتند چجوری روی گلوم مزه ترد شان چنگ میکشید ، انگار اشتهامو باز میکردند برای میگوی بعدی .
باورت میشه که هنوز یاد....
- آها یادم اومد ...
امروز صاحب شرکت به نیروی خدمه غذا نداد و ما هم گشنه موندیم .
ولی من برای تلافی غذای سگش رو خوردم .
حرومزاده ، سگ ها هم غذای خوبی میخوره ها ...
سگ های قدیم گوه کف خیابون رو می‌خوردند اما حالا امروز من غذاشو خوردم چه مزه عالی ای داشت ، اونم تو چه بشقابی سرو شده بود .
- 😅
جدی غذای سگ خوردی ؟
- آرع .
- پس چرا یادت رفته بود ، من غذای سگ بخورم تا آخر عمر حالت تهوعش یادم نمیره .
- برام بهتر بود که فراموشش کنم ، بالاخره من که مثل تو طعم میگو نچشیدم.
دیدگاه ها (۶)

✈️ چند روز بیشترپارت ۳ لیا با گریه گفت:ـ من نمی‌خوام برم.نام...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

پارت سیزدهم |جذابی، ولی بد اخلاق. پارک لاراچند ساعت از رسیدن...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

استی: برای میان‌وعده‌ی شب چی می‌خوری؟؟🦊: فردا اجرا داریم، پس...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت چهارم: «این بار نمی‌رم»اون شب اِم...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط