{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبل از آمدن به خانه چه کند تا او را نفهمد

قبل از آمدن به خانه چه کند تا او را نفهمد .
به کوچه که میرسد ، دیوار های آجری را که لمس می‌کند ، چمن های هرز را که می‌بیند ، باد را حس می‌کند و او را در میابد ، در خانه
پشت یک لایه پردهٔ معصوم ...
شاید بتوان سال ها این پرده را بوسید و سال‌ها این دوران را زندگی کرد .
زیرا پرده ای معصوم و آفتابی کهنه ، همه چیز را برای بدنی زخمی ، نرم می‌کند .
اما ، اگر عشق این نباشد چه ؟
اگر کشیدن سنگی بزرگ در بیابانی خاکی باشد چه ؟
آنوقت کدام بدن زخمی ای آن را محض آرامش به جان می‌خرد .
سالیان سال است عشقی را فراموش کرده که حقیقتا می‌پسندید ...
حالا اما روحش ، اسیر چیزی شده که نه او عشق می‌نامد و نه دیگران آن را چیزی می‌نامند ، غیر از عشق ...
⚰️
دیدگاه ها (۲)

چهار گلدان شیشه ای کمر باریک پر از شاخه های سبز یاس ، با غنچ...

زندگی برایش بزرگترین مانع بود. البته وقتی به خودش می آمد .ام...

ـ من هیچوقت نفهمیده بودم چرا روزها حالم بهتره .- شاید نور حا...

۱دریای غم ، خالی از موج ، بین چهار دیوار سفید بسیار زیبا راک...

هنوز مانده تا تنگستانی هارو بشناسی سگ زرد پا پتی....کپشن 👇👇👇...

#درخواستی #فیک #استریکیدز #کریستوفر_بنگچان #چان #چانی #بنگ_چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط