{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#هرزه_خانه_ارباب

#هرزه_خانه_ارباب
part: 10

ات: ارباب منتظرم بود رو تخت نشسته بود با اون لبخند ملیحش و چشم های نیمه مهربونش نگام میکرد
اون استرسی ک همیشه ب سراغم میومد الانم اومد میدونستم ک قراره الان حس کنم چیزی رو و چیز جدیدی تجربه کنم اما اون هر چیز نبود ی چیز بود....
جیمین: اون.. اون.. ات. اموده بود واقعا زیبا بود بلند شدم و نزدیکش رفتم دستمو روی کمره باریکش گذاشتم و اونو ب خودم چسبوندم و گفتم
جیمین: هرزه من اماده ای؟
ات: بله ارباب....
جیمین: خوبه.
با نگاه خیره ای لبم رو رروی لبش گذاشتم لب هاش مزه توت فرنگی میداد دویت داشتم سریع تر لباشو کبود کنم با ولع مک میزدم رو همون حال کشیدمش ک بندازمش رو تخت اونم سعی داشت دکمه لباسمو باز کنه تعجب کردم چون هیچ کدوم از هرزه ها ب این خوبی عمل نمیکردن
انداختمش روی تخت و خودم هم روش افتادم

(ویو ات)
نمیدونمستم چیکار کنم پس تمام کارایی ک میدونستمو انجام دادم ارباب معلوم بود تعجب کرده منو انداخت رو تخت و روم خیمه زد
نمیدونم چرا ولی قلبم تند تند میزد و ی جوری بودم با بخیالی ک این برا استرسه ادامه دادم

(ویو جیمین)

روس خیمه زدم و خیره چمشهاش شدم در عین حال لباس هاش رو هم در میاوردم
دیدگاه ها (۲)

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

ازدواج اجباری

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁸ویو: جونگ‌کوکگوشی روی میز لرزید....

Destiny part 7

رمان تو خود منی

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط