{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چشای بی فروغ میون راست و دروغ خودمو گم میکنم توی این ش

با چشای بی فروغ میون راست و دروغ خودمو گم میکنم توی این شهر شلوغ
پچ پچ ادمکا بسکه تو هم میدوه دیگه فریاد منو سایمم نمیشنوه
صدای زنجیر تو گوشم میخونه تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن تابگی نه پشت کنکور میمونی
من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم چادر موندنمو هرجا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم پشت این درهای قفل علی کنکوری باشم
صدای زنجیر تو گوشم میخونه تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن تابگی نه پشت کنکور میمونی
من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم چادر موندنمو هرجا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم پشت این درهای قفل علی کنکوری باشم
صدای زنجیر تو گوشم میخونه تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن تابگی نه پشت کنکور میمونی
صدای زنجیر تو گوشم میخونه تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن تابگی نه پشت کنکور میمونی
دیدگاه ها (۱)

Dünyada en güzel şeyi sana vermek istedim,ama seni sana vere...

اختلال ارگاسم

شبتان خوش

رمان تو خود منی

پارت ۱۹: ضیافتِ مرگ در مه(از دید: ات)صدایِ کلیکِ سردِ اسلحه ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۳۰: «پایان و شروع» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p40دروازه‌های قلعه با صدای سنگینی پشت سرش...

پارت 5

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۶: مسیرِ انحرافینگاهش مثلِ تیغ رو...

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

پارت هشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط