Forced Marriage
Forced Marriage
Part 26
تمام راه تا خونه فقط به اون کارت فکر میکردم
شمارش معکوس شروع شده
هر بار جمله توی ذهنم تکرار میشد، حس بدی تمام وجودم رو میگرفت
وقتی به خونه رسیدم چند دقیقه داخل ماشین نشستم
نمیدونستم باید این موضوع رو به پلیس بگم یا نه
نه اسمی روی کارت بود
نه مدرکی
آخر سر کارت رو داخل کیفم گذاشتم و از ماشین پیاده شدم
چند ساعت بعد
صدای باز شدن در اومد
تهیونگ وارد خونه شد
نگاهش برای یه لحظه روی من که روی مبل نشسته بودم موند
ـ هنوز نخوابیدی
+نه
ـ هوم
کتش رو درآورد و خواست به سمت اتاقش بره که گوشیم زنگ خورد
یه شماره ناشناس
قلبم تندتر شروع به زدن کرد
چند ثانیه فقط به صفحه گوشی خیره شدم
تهیونگ بی اختیار نگاهم کرد
ـ جواب نمیدی
با تردید تماس رو وصل کردم
+الو
چند ثانیه سکوت بود
بعد همون صدای آروم نفس کشیدن
این بار اما یه صدای مردونه هم شنیده شد
فقط یه جمله گفت
زود همدیگه رو میبینیم خانم وکیل
تماس قطع شد
رنگ از صورتم پرید
دستم میلرزید
تهیونگ چند لحظه نگاهم کرد
ـ چیزی شده
سریع گوشی رو خاموش کردم
+نه
ـ مطمئنی
لبخند زورکی زدم
+آره
بدون اینکه منتظر حرف دیگه ای بمونم به سمت اتاقم رفتم
در رو بستم و بهش تکیه دادم
نفسم بالا نمیومد
دیگه مطمئن بودم
اون آدم فقط نمیخواست منو بترسونه
یه نقشه ای داشت
همون موقع
داخل یه انبار متروکه
مردی روی صندلی نشسته بود
یکی از افرادش وارد شد
رئیس همه چیز طبق برنامه پیش میره
مرد لبخند محوی زد
عکس جنا روی میز جلوی دستش بود
با انگشت روی عکس ضربه آرومی زد
دیگه وقتشه
این بار خودم میرم سراغش
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 26
تمام راه تا خونه فقط به اون کارت فکر میکردم
شمارش معکوس شروع شده
هر بار جمله توی ذهنم تکرار میشد، حس بدی تمام وجودم رو میگرفت
وقتی به خونه رسیدم چند دقیقه داخل ماشین نشستم
نمیدونستم باید این موضوع رو به پلیس بگم یا نه
نه اسمی روی کارت بود
نه مدرکی
آخر سر کارت رو داخل کیفم گذاشتم و از ماشین پیاده شدم
چند ساعت بعد
صدای باز شدن در اومد
تهیونگ وارد خونه شد
نگاهش برای یه لحظه روی من که روی مبل نشسته بودم موند
ـ هنوز نخوابیدی
+نه
ـ هوم
کتش رو درآورد و خواست به سمت اتاقش بره که گوشیم زنگ خورد
یه شماره ناشناس
قلبم تندتر شروع به زدن کرد
چند ثانیه فقط به صفحه گوشی خیره شدم
تهیونگ بی اختیار نگاهم کرد
ـ جواب نمیدی
با تردید تماس رو وصل کردم
+الو
چند ثانیه سکوت بود
بعد همون صدای آروم نفس کشیدن
این بار اما یه صدای مردونه هم شنیده شد
فقط یه جمله گفت
زود همدیگه رو میبینیم خانم وکیل
تماس قطع شد
رنگ از صورتم پرید
دستم میلرزید
تهیونگ چند لحظه نگاهم کرد
ـ چیزی شده
سریع گوشی رو خاموش کردم
+نه
ـ مطمئنی
لبخند زورکی زدم
+آره
بدون اینکه منتظر حرف دیگه ای بمونم به سمت اتاقم رفتم
در رو بستم و بهش تکیه دادم
نفسم بالا نمیومد
دیگه مطمئن بودم
اون آدم فقط نمیخواست منو بترسونه
یه نقشه ای داشت
همون موقع
داخل یه انبار متروکه
مردی روی صندلی نشسته بود
یکی از افرادش وارد شد
رئیس همه چیز طبق برنامه پیش میره
مرد لبخند محوی زد
عکس جنا روی میز جلوی دستش بود
با انگشت روی عکس ضربه آرومی زد
دیگه وقتشه
این بار خودم میرم سراغش
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۶۹۵
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط