{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای را مسخره میکردم که عاشق تفاله چای شده بود ، خودم

مورچه ای را مسخره میکردم که عاشق تفاله چای شده بود ، خودم را فراموش کردم که عاشق آشغالی بودم که شبیه آدم بود ............
دیدگاه ها (۹)

سهم من از روزگار چشم دوختن به جاده بود و پاره سنگی که روی آن...

به چشمهایت بگو نگاهم نکنند ، بگو وقتی خیره ات میشوم سرشان به...

روزی میرسد که با لبخند تو بیدار میشوم ، آنروز هر چقدر که میخ...

گاه دلتنگ میشوم ، دلتنگتر از همه دلتنگی ها ، گوشه ای مینشینم...

بنده آدم خود ساخته ای هستمتمام مشکلاتم را خودم ایجاد کردم

از اینکه عاشق دختری شدم که همچی تمومه و خودم یه آدم اسکول بی...

عاشقانه های شبنم

میدونی چرا اینهمه آدم بلاک کردم

تولدت مبارک جونگ کوک قشنگم،تو کسی بودی که وقتی نا امید ترین ...

بزارید یکم از سطح احساسی بودن و احمق بودنم بگم😿شاید مسخره با...

دیروز با راغب جان رفتیم خونه همیشگی حمید بعد گذشت چند ماه ما...

مهم

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط