{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست های کوچکش..

دست های کوچکش..
به زور به شیشه ی ماشین شاسی بلند حاجی میرسید التماس میکند:آقا آقا؟؟ ``دعا`` میخری؟؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را میچرخاند و برای فرج آقا ``دعا`` میکند..
دیدگاه ها (۱)

سناریو جونگکوک

🌙🕊️ مناجات امروز | جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵ 🕊️🌙🤲🏻💚 خدایا...در این جم...

﷽سرقبر آیت الله بهجت داشتیم فاتحه ای میخواندیم که مردی آمد ک...

🎤 زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان ریاست جمهوری: حجاب، یک موضو...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

بارانِ شدیدی به شیشه‌ی ماشین می‌کوبید و دیدِ جاده رو تار کرد...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

سناریو باجی کیسوکه

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط