تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی پارت
(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۸
*اونا پیاده شدن و دست همو گرفتن و رفتن به ساختمونی که محل آزمون ایزوکو بود*
ایزاوا : بلخره اومدید
ایزوکو : المایت اینجا چیکار میکنه
ایزاوا : من و الماییت و انداور مسئول نظارت هستیم باکوگو تو برو اون بالا بشین
باکوگو : باشه
ایزاوا : میدوریا اینجا قرار چندین روبات پخش بشه و چند نفر هم که انقار زخمی شدن اینجا هستن تو باید اونارو نجات و تبهکار هارو شکست بدی فهمیدی ؟
ایزوکو : بله
*ایزاوا و المایت و انداور رفتن رو سندلی نشستن*
ایزاوا : میتونی شروع کنی
*ایزوکو درستش رو زخمی کرد و با خونش چنتا نیزه و بالا سر تبهکار هارو پر از نیزه کرد و با خونش تناب درست کرد و افراد زخمی رو بدون اینکه تبهکار ها بهش آسیبی بزنن جمع کرد و وقتی از تبهکار ها دور شد اون نیزه هارو آزاد کرد و همه ی ربات ها نابود شدن*
ایزوکو : تموم شد
المایت : زمان ۴۰ ثانیه
ایزاوا : آفرین ازمونت تموم شد میتونی بری
ایزوکو : همین فقط
انداور : اره حالا برو
ایزوکو : باشه
باکوگو : ایزوکو بدو بیا
*ایزوکو و باکوگو از ساختمون خارج شدن و تا خارج شدن*
باکوگو : ایزوکو چرا همش خودت رو زخمی میکنی
ایزوکو : خب قدرتم اینجوریه به خون احتیاج داره کاچان بریم سوار ماشین بشیم می خوام بهت یچی بگم
باکوگو : باشه
*اونا رفتن سوار ماشین شدن و بعد*
باکوگو : خب دکو چی میخواستی بگی
ایزوکو : چند وقتی حالم بده
باکوگو : (خیلی نگران) از کی حالت بده
ایزوکو : از وقتی از مقر تبهکار ها رفتم
باکوگو : قدرتات چی ؟
ایزوکو : خب جاودانگیم که کلا از بین رفته و راجب قدرت خون...
باکوگو : چی جاودانگیت رفتهههههه قدرت خونت چی
ایزوکو : جدیدن یه کاری رو امتهان کردم تا وقتی به جسمی که می خوام بکشمش دست نزنم اون رو نمیتونم نابود کنم یعنی دیگه نمیتونم با یک نگاه کسی رو بکشم قدرت خونم ضعیف شده و یچیز دیگه
باکوگو : چی
ایزوکو : جدیدن وقتی یکی رو زخمی میبینم یا حالت عادی دوست دارم خونش رو بخورم نمیدونم چرا
باکوگو : الان سریع میبرمت درمانگاه
ایزوکو : نیازی نیست
باکوگو : خفه شو من نمیزارم دوباره آسیب ببینی
*باکوگو سریع حرکت کرد سمت درمانگاه وقتی رسیدن دکتر گفت باکوگو باید خوارج از اوتاق بشینه تا معاینه ی ایزوکو تموم شه*
ادامه پارت بعد 🎀
ببخشید اگه بد شده 🙏🎀
*اونا پیاده شدن و دست همو گرفتن و رفتن به ساختمونی که محل آزمون ایزوکو بود*
ایزاوا : بلخره اومدید
ایزوکو : المایت اینجا چیکار میکنه
ایزاوا : من و الماییت و انداور مسئول نظارت هستیم باکوگو تو برو اون بالا بشین
باکوگو : باشه
ایزاوا : میدوریا اینجا قرار چندین روبات پخش بشه و چند نفر هم که انقار زخمی شدن اینجا هستن تو باید اونارو نجات و تبهکار هارو شکست بدی فهمیدی ؟
ایزوکو : بله
*ایزاوا و المایت و انداور رفتن رو سندلی نشستن*
ایزاوا : میتونی شروع کنی
*ایزوکو درستش رو زخمی کرد و با خونش چنتا نیزه و بالا سر تبهکار هارو پر از نیزه کرد و با خونش تناب درست کرد و افراد زخمی رو بدون اینکه تبهکار ها بهش آسیبی بزنن جمع کرد و وقتی از تبهکار ها دور شد اون نیزه هارو آزاد کرد و همه ی ربات ها نابود شدن*
ایزوکو : تموم شد
المایت : زمان ۴۰ ثانیه
ایزاوا : آفرین ازمونت تموم شد میتونی بری
ایزوکو : همین فقط
انداور : اره حالا برو
ایزوکو : باشه
باکوگو : ایزوکو بدو بیا
*ایزوکو و باکوگو از ساختمون خارج شدن و تا خارج شدن*
باکوگو : ایزوکو چرا همش خودت رو زخمی میکنی
ایزوکو : خب قدرتم اینجوریه به خون احتیاج داره کاچان بریم سوار ماشین بشیم می خوام بهت یچی بگم
باکوگو : باشه
*اونا رفتن سوار ماشین شدن و بعد*
باکوگو : خب دکو چی میخواستی بگی
ایزوکو : چند وقتی حالم بده
باکوگو : (خیلی نگران) از کی حالت بده
ایزوکو : از وقتی از مقر تبهکار ها رفتم
باکوگو : قدرتات چی ؟
ایزوکو : خب جاودانگیم که کلا از بین رفته و راجب قدرت خون...
باکوگو : چی جاودانگیت رفتهههههه قدرت خونت چی
ایزوکو : جدیدن یه کاری رو امتهان کردم تا وقتی به جسمی که می خوام بکشمش دست نزنم اون رو نمیتونم نابود کنم یعنی دیگه نمیتونم با یک نگاه کسی رو بکشم قدرت خونم ضعیف شده و یچیز دیگه
باکوگو : چی
ایزوکو : جدیدن وقتی یکی رو زخمی میبینم یا حالت عادی دوست دارم خونش رو بخورم نمیدونم چرا
باکوگو : الان سریع میبرمت درمانگاه
ایزوکو : نیازی نیست
باکوگو : خفه شو من نمیزارم دوباره آسیب ببینی
*باکوگو سریع حرکت کرد سمت درمانگاه وقتی رسیدن دکتر گفت باکوگو باید خوارج از اوتاق بشینه تا معاینه ی ایزوکو تموم شه*
ادامه پارت بعد 🎀
ببخشید اگه بد شده 🙏🎀
- ۱۲.۲k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط