{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابابزرگم دیشب اومده کنارم نشسته

بابابزرگم دیشب اومده کنارم نشسته
یکی زدپس کلم
گفت انقدی که تو چرتوپرت مینویسی تو تلگرام
اگه کتابی چیزی میخوندی الان دانشمندبودی
گفتم توازکجا میدونی؟
گفت من ساراجونم ک عصرباهاش حرف میزدی، الاغ
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

رمان تو خود منی

مربی موتور سوار

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟗داشتم چندتا برگه رو بررسی میکردم، که ز...

࿚࿚ࣴ࿙࿚ࣴ࿙࿚୭⋆ৎ࿙࿚ࣴ࿙࿚ࣴ࿙࿙🍎:: بچه ها نیاز به استراحت دارم، کل تابست...

پارت ۵ 🎀ویو آلیاصبح، چون عادت داشتم ساعت پنج بیدار بشم، چشم‌...

سیسیا در مورد این فیک الان نبینید همه چی عالیه از اونجایی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط