{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( استاد جذاب من ) (ლ پارت 22 ⁠`)⁠ლ⁠

( استاد جذاب من ) (ლ پارت 22 ⁠`)⁠ლ⁠


گایانگ با چندتا از دوست هایش سمته ات و هیونا میرفت هیونا که متوجه شد سریع رویه ات کرد و گفت
هیونا : میبینی داره میاد این طرف
ات : ها کی ..چی ..
گایانگ روبه روی ات قرار گرفت دوست هاش همه بهش میگفتن زود باش عجله کن بگو دیگه که ات گیج شده بود و نمی‌دونست آنها در مورد چی حرف میزنن گایانگ که دست هاشو پشته سرش گرفته بود یهو با گل قرمز رُز که دستش بود سمته ات گرفتش بلآخره لب باز کرد و گفت گایانگ : اینو واسه تو گرفتم دیدم مثله تو خیلی خوشگله از نظره من زیبا ترین دختر این مدرسه تویی
دختره که شوکه شده بود این این رفتار گایانگ نمی‌دونست چیکار کنه گل رو گرفت و زبون باز کرد
ات : این خیلی خوشگله گایانگ
نیونگ که تماشاگر این صحنه بود با عصبانیت صندلی که جلوش بود رو پرت کرد و سمتشون هجوم پیدا کرد
نیونگ : اینجا چه خبره گایانگ تو چرا به این دختره گل دادی
گایانگ : این به تو مربوط نمیشه
هیونا که متعجب به آنها نگاه میکرد چی شد یه لحظه یعنی چی شد گایانگ که تمام مدت داشت اونا رو نگاه میکرد یعنی به ات نگاه میکرد یعنی هیونا اشتباه متوجه شده بود گایانگ ات رو دوست داشت بدون اینکه کسی متوجه بشه از آنها دور شد و از کلاس خارج شد ات متوجه نبود دوست اش شد سریع گفت
ات : گایانگ من باید برم ‌
قدم برداشت سمت در با دویدن خواست از کلاس خارج بشه اما یهو با صورت خورد تو جسم نرمی یکی که بلافاصله دست های اون هم رویه شونه هایش قرار گرفتن و کمی از خودش دورش کرد تا سرش را که بالا کرد چشم های زیبا و درخشان استاد پارک نمایان شد محو آن چهره زیبا و سرد جیمین شد آن لب های صورتی به شیرینی پشمک. صورتی به سفیدی پنبه چشم های به زیبایی الماس موهای مشکی ابریشمی که روی پیشونیش رها بود باز هم دله دختره رو لرزوند و به تپش درآورد مات مبهوت گفت ات : استاد پارک
استاد پارک کمی عصبی لب زد جیمین : خانم گانگ
دختره سریع جمع و جور شد و از درست ایستاد تره ای از موهایش را پشته گوش اش انداخت و لب زد
ات : استاد پارک ببخشید اما من باید برم پیشه هیونا
جیمین عصبی تر و با صدای نسبتاً بلندی روبه همه کرد
جیمین : همه بشینید سره جاتون
بلافاصله همه رویه صندلی هاشون جاگیر شدن و از ترس سراشون رو پایین انداختن دختره که هنوز با چشم های که التماس میکردن روبه استادش کرد
ات : استاد پارک بزارید برم
جیمین : خانم گانگ برو کتابتو کن
دختره با ناامیدی سمته میزش رفت و نشست نبود هیونا اون رو خیلی ناراحت میکرد نگاهی به پشته سرش به گایانگ کرد که درحال حرف زدن با دوستش بود گلی که دستش بود رو نزدیک بینی اش برد و بوی آن را وارده ریه هایش کرد بوی خوبی میداد نگاه عصبی نیونگ رو رویت خودش حس میکرد استاد پارک که روبه تخت بود و درحال نوشتن چیزی بود
دیدگاه ها (۱)

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 23 ⁠`⁠ლ⁠مادربزرگ ات با ظرف غذایی ک...

آپارتمان استاد پارک جیمین

(استاد جذاب من) ⁦ლ⁠( پارت21 ⁠`⁠ლ⁠)آفتاب تازه طلوع کرده بود ص...

( استاد جذاب من )⁦ლ( پارت 20 ⁠`⁠ლ⁠)⁩جیمین : خانم گانگ اینم ا...

پارت²که زنگ زدن به آقای پارکجونگکوک: اوو سلام آقای پارکآقای ...

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط