{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیمین:باشه

جیمین:باشه
همین الان میگم
تو باید با من ازدواج کنی چون نمیخام با دختر عمه هرزم ازدواج کنم
باشه
ا.ت:ص..صبر کن چی؟
ب..باشه
ا.ت ویو
هیچ کار دیگه ای نمیتونم بکنم
هیچ چیزم برا از دست دادن ندارم پس
قبول کردم
جیمین :خوبه

بعد از دو روز ازدواج کردیم
و امشب شب عروسی مونه
و خانواده جیمین قرارع بیان اینجا
.......
دیدگاه ها (۱)

م.ج:سلام پسرمجیمین:سلام (جیمین کلا سرده)ا.ت:سلام (م.ج جواب ن...

تو اتاق ا.ت:جیمین تو واقعا منو دوست داری؟جیمین:معلومه که آره...

تمام مدت حالت تهوع شدید داشتم و هر غذایی رو نمی‌تونستم بخورم...

پسرا رو بردن خونه منم به پدر شوهرم برگشتم پ.ش:ا.ت لطفا مراقب...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

تک پارتیویو آ.تامروز تولد لینا و جیونگ هستش و قراره بریم برا...

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۶☆{اسلاید دو لباس ا/ت برای مهمونی}وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط