{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمانمعشوقه خیانتکار

رمان:معشوقه خیانتکار.
پارت:7
ویو جونگ کوک:
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم سمت خونه. وقتی رسیدیم نامجون که داشت کروات جین رو می‌بست گفت:
نامجون:مگه نگفتم زود بیاین؟
کوک:ببخشید،تقصیر ته شد.
جین:با هم بودین؟
ته:چی؟
جین:میگم با هم بودین؟
کوک:من رفتم لباس بگیرم تهیونگ هم باهام اومد.
جین:اها.
جیمین از روی مبل قلط میزنه و میپرسه:
جیمین:چی خریدین حالا؟واس من.
و صورتشو یه حالت مظلوم و بچگونه میکنه. همه به شوگا زول میزنیم که میخواد واسه این حرکت جیمین بمیره.😍
شوگا:بریم کنسرت بیایم،خودت برات همه چی میخرم.
جیمین:حتی آبنبات؟
همه میزنیم زیر خنده و شوگا میگه:
شوگا:حتی آبنبات.
جیهوپ:بس کنین دیگه،حالمون بهم خورد.
جیمین:دست من نیس که خیلی جذاب و کوشولوام.
جین:میخوای با من تو مغرور بودن رقابت کنی بچه‌ی گستاخ؟
جیمین:بابا، ببین به من چی میگه!
نامجون: اه اه، من چجوری شما رو بزرگ کردم.درست بالا سرتون نبودم.پاشین حاضر شین.
جیمین:داد نزن بابا گوشمون کر شد.
نامجون:حاضر شید دیگه.
همه با هم میگیم:
اعضا:باشه بابایی.
و هر کی مشغول پوشیدن لباس های خودش برای کنسرت میشه.

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱)

رمان:معشوقه خیانتکار. پارت:...

رمان:معشوقه خیانتکار. پار...

رمان:معشوقه خیانتکار. پارت:...

رمان:معشوقه خیانتکار. پارت...

*وقتی می‌رید برای تولد دوست اونا لباس بخرید و ات هم یه لباس ...

shot 5علامت دکتر #شوگا. اقای دکتر چی شد#چیزه خواستی نیست به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط