{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مغازه رفته بودم چیزی بخرم

تو مغازه رفته بودم چیزی بخرم
یهو دختره اومد گفت ببخشید اقا سلام خدافظ دارین؟0_0
همه این شکلی شدن 0_o
یهو دختره گفت ای بابا چرا هیشکی نمیفهمه من چی میگم ؟
های بای منظورمه دیگه …
میگن افق شلوغه
من برم شفق محو شم !
دیدگاه ها (۹)

الماس زیبای من  part²                                      ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

رمان

#برادرناتنی من

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

رمان دخت من

پارت ۲۷

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط