{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مبادله با او

🎀در مبادله با او🎀
🍬Part3🍬
صدای بابام شکسته بود.سعی کردم دندونامو به هم فشار بدم تا از کوره در نرم.به هر حال قدرتی در برابرشون نداشتم و فقط اوضاع رو بد تر میکردم.
اگه چیزی غیر از چیزای مادی داشته باشی چی؟
هممون گیج شده بودیم.میدونم چیزی مدنظرشه ولی اصلا دوست نداشتم بشنوم.مادر من زن خوشگلیه.میدونم هنوزم می‌تونه نظر بقیه رو جلب کنه ولی اگه واقعا اونو بخواد حتی اگه تهش کتک بخورم هم مبارزه میکنم مادرم قرار نیست تاوان حماقت پدرم رو بده.
آقایی جئون متوجه منظورتون نمیشم؟.
بعد نگاه جئون که روی ما بود رو دنبال کرد و چشماش رو ماها ثابت شد ترس پدرم از قبل هم بیشتر شده بود.
چی میخواین؟هرچی از من بخواین انجام میدم ولی کاری به زن و بچه هام نداشته باشین.
جئون با شنیدن این تک خندی زد و به بابام نگاه کرد.
و تو قراره چه فایده‌ای برام داشته باشی؟
پدرم سکوت کرد اگه چیز به درد بخوری داشت با کتکی که خورد هم دیگه فک نکنم جونی براش مونده باشه.
از صندلیش بلند شد و آروم به سمت ما قدم برداشت.🎀

پایان پارت 3 بانی هام🍬🍡🧁🍭🍓🍧🪐🎀
دیدگاه ها (۸)

🎀در مبادله با او🎀🍬Part4🍬از صندلیش بلند شد،اروم سمت ما قدم بر...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part6🍬انتظار چه جوابی ازم داشت بگم اره که ...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part2🍬کاش مثل قبل زندگی میکردیم ولی بابام ...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part1🍬هیچوقت فکرشو نمی‌کردم.نمی‌دونستم باب...

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞 #𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁶رئیس جئون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط