{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح یه غلطی کردم يه لیوان آب یخ ریختم رو مامانم گفتم من ش

صبح یه غلطی کردم يه لیوان آب یخ ریختم رو مامانم گفتم من شما رو به چالش اب یخ دعوت میکنم ^_^
فوحشایی که خوردم هیچی :|
از صبح نشسته دمه اشپزخونه میگه مامان هستم شما رو به چالش گشنگی دعوت میکنم :|
توروخدا یکی یه لقمه نون بده دستم مردم از گشنگی
دیدگاه ها (۱۷)

۵ ﺳﺎﻋﺖ ﯾﻪ ﺑﻨﺪ ﭘﺎﯼ ﻧﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﯿﭽﯿﻢ ﻧﺸﺪ …ﺗﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡﮔﺸﻨﻢ ...

یه روز دانشجویی برای خوردن غذا میره سلف دانشگاه و مستقیم میر...

سلام به دوستای گل ویسگونیم...ورزش دوستا لایک کنن ببینم..

…↶ﻋــــﺰﻳـــﺰﻡ ⇜ﻗﻴــــﺎ؋ـــﻪ ⇝ﮔـــﺮ؋ﺘــﻦ... !!!!!!!…⇙ﻗـــــﻴ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_10ویو میراعصر شده بودتوی ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

P²

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط