در شب های طولانی و در تنهایی وهم انگیزم

در شب های طولانی و در تنهایی وهم انگیزم
کنار پنجره می نشینم و تنها به تو فکر می کنم
تویی که تنها دلیل اشک های خاموش من هستی
و با تمام وجود آرزو می کنم که این جا بودی تا بفهمی بر سر دل شیطون و بازیگوشم چه اوردی کاش بودی تا جواب تمام چرا های ذهنم را میدادی که چرااااا
دیدگاه ها (۱)

من یک #زنمهمانی که اگر #دلش بشکندفریاد نمیزند#مشت به #دیوار ...

آدم خسته هیچ نمی خواهد ! فقط دلش میخواهد دست خودش را بگیرد و...

کجای قصه;نگفته ام دوست دارم؟!بگذار فکر کنمهیچ کجا انگار!تا ی...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

زندگی بدجور بهم بی انصافی کرد هر کی هر جور خواست باهام رفتار...

My angel ( part 18 ) _ میدونم .. میدونم که چقدر کارم پست و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط