هم آغوشی تمام شده بود!
هم آغوشی تمام شده بود!
دخترک به خانه رویاهایش می اندیشید
و پسرک به مکان بعدی...
دخترک به مردانگی عشقش
و پسرک به فاحشگی دافش!
دخترک به خدای ناظر
و پسرک به جسم حاضر...
هر دو یک حس را داشتن!
اما دخترک فاحشه شده بود
و پسرک مرد...
و خدا همچنان خواب بود...!
دخترک به خانه رویاهایش می اندیشید
و پسرک به مکان بعدی...
دخترک به مردانگی عشقش
و پسرک به فاحشگی دافش!
دخترک به خدای ناظر
و پسرک به جسم حاضر...
هر دو یک حس را داشتن!
اما دخترک فاحشه شده بود
و پسرک مرد...
و خدا همچنان خواب بود...!
- ۱.۸k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط