يارو به زنش خيلي شك ميكرد هر وقت ميرفت سر كار به موبايل ز
يارو به زنش خيلي شك ميكرد هر وقت ميرفت سر كار به موبايل زنه زنگ ميزد
ميگفت كجايي،زنه ميگفت خونه هستم.بهش ميگفت جارو برقي رو روشن كن
تا مطمئن شم.
يه روز زود ميره خونه و به پسرش ميگه مادرت كجاست...؟
پسرش ميگه:طبق معمول جارو برقي رو ورداشتُ رفت بيرون
:|
ميگفت كجايي،زنه ميگفت خونه هستم.بهش ميگفت جارو برقي رو روشن كن
تا مطمئن شم.
يه روز زود ميره خونه و به پسرش ميگه مادرت كجاست...؟
پسرش ميگه:طبق معمول جارو برقي رو ورداشتُ رفت بيرون
:|
- ۱.۰k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط