{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستم....

نشستم....
خسته شدم...
دیگر قایق نمیسازم...
پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد
باشد....
وقتی از تو خبری نیست....
قایق میخواهم چه کار....؟؟
مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!
دیدگاه ها (۱)

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

پارت ۳۵

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۶..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط