وقتی خبر نداشت دشمنش بودی
وقتی خبر نداشت دشمنش بودی
[جیمین ویو]
مثل همیشه،اتاق تاریک نشسته بودم
از بس سیگار کشیده بودم اتاق پر از دود بود.
روی صندلی چرمی مشکلی نشسته بودم😒
به عکس همسرم که یک سال پیش توسط فرشته های
روشنایی کشته شد خیره بودم پدرم و پدربزرگم
همیشه راجب فرشته های روشنایی به من و برادرانم
هشدار میدادن,اونا ظاهری زیبا داشتن ولی موجوداتی
پست و نفرت انگیز همشون یه مشت دزد بودن
امثال من که فرشته های تاریکی بودیم تقریبا
نیلسون را منقرض کردیم.
تعداد پارت:۲۱
شخصیت های اصلی:جیمین،ا/تا
شخصیت های فرعی:(توی فیک آشنا میشوید)
برای ادامه شرطا:👇
10 لایک
10 کامنت
[جیمین ویو]
مثل همیشه،اتاق تاریک نشسته بودم
از بس سیگار کشیده بودم اتاق پر از دود بود.
روی صندلی چرمی مشکلی نشسته بودم😒
به عکس همسرم که یک سال پیش توسط فرشته های
روشنایی کشته شد خیره بودم پدرم و پدربزرگم
همیشه راجب فرشته های روشنایی به من و برادرانم
هشدار میدادن,اونا ظاهری زیبا داشتن ولی موجوداتی
پست و نفرت انگیز همشون یه مشت دزد بودن
امثال من که فرشته های تاریکی بودیم تقریبا
نیلسون را منقرض کردیم.
تعداد پارت:۲۱
شخصیت های اصلی:جیمین،ا/تا
شخصیت های فرعی:(توی فیک آشنا میشوید)
برای ادامه شرطا:👇
10 لایک
10 کامنت
- ۹۶
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط