{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خبر نداشت دشمنش بودی

وقتی خبر نداشت دشمنش بودی

[جیمین ویو]

مثل همیشه،اتاق تاریک نشسته بودم
از بس سیگار کشیده بودم اتاق پر از دود بود.
روی صندلی چرمی مشکلی نشسته بودم😒

به عکس همسرم که یک سال پیش توسط فرشته های
روشنایی کشته شد خیره بودم پدرم و پدربزرگم
همیشه راجب فرشته های روشنایی به من و برادرانم

هشدار میدادن,اونا ظاهری زیبا داشتن ولی موجوداتی
پست و نفرت انگیز همشون یه مشت دزد بودن
امثال من که فرشته های تاریکی بودیم تقریبا


نیلسون را منقرض کردیم.

تعداد پارت:نامعلوم

شخصیت های اصلی:جیمین،ا/تا
شخصیت های فرعی:(توی فیک آشنا میشوید)
دیدگاه ها (۰)

پارت معرفی /قسمت اول

مافیای من

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗شرطم ا...

زیبای کوچک فریبکار

^فرشته ای در قلمرو دشمن^part:1 ...

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت سوم: زمزمه‌های خون [زاویه دید لونا] اون شب...

اسم فیک :🪽فرشته نجات🪽ژانر : عاشقانه. مافیایی . اسمات.ترکیبی ...

#part9هوای دفتر کوروش مثل همیشه خفه بود. بوی تند دود سیگار ب...

پارت ۴ساعت ۱۱ شب بود که صدای درِ اصلی عمارت، مثل یک تپشِ سنگ...

گناه آلود pt 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط