{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۰۲

بلند کردن دست

چانمی : بیا همون طوری که میخواستی شد بچه مرد .. چیزی که تو میخواستی پیش‌ اومد ..مینوشی محکم کنار تهیونگ ایستاد و با لحن تندی گفت : اون پدر بچه بود هیچ وقت نمی‌خواست اینجوری بشه
چانمی دست بلند کرد و محکم زد به گونه زریف میون‌شی
جیمین بلند داد زد : مادر .. مینوشی مات و مبهوت دستش را روی گونش گذاشت .. این یوبین بود که عصبی گفت : بس کن زن داری دیونه میشی .. جرعت داری به بار دیگه دست رو دخترم بلند کن .. جان دوید و تند با بغض پاهای میون‌شی را بغل گرفت ..
تهیونگ میان آن صحبت های گنده و بلند ایستاده بود ولی انکار در این دنیا نبود ..... غمگین و داغون .. بی‌دفاع ترین آدم دنیا شده بود .. عقب و عقب تر. رفت سپس روی صندلی نشست ..
با دستش موها پسرش را گرفت ..٫ بچه رو از دست دادیم ..٫ پاش برید و به زمین کوبید سپس با خود تکرار کرد ٫ ترو خدا تو حالت مانیا نرم .. ترو خدا .. ازت خواهش میکنم . .خدا یاااا ٫ دست دیگری را روی قلبش گذاشت و از خدا میخواست که در همین حالت بماند ..
بحث وقتی تموم شد که دکتر گفت مین جی را به بخش بردن .. چانمی عصبی رفت و یوبین هم عروسش را تنها نگذاشت.. تند به دنبالش راهی شد ..
جیمین نگران جلو میون‌شی ایستاد : خوبی ؟
مینوشی مات مانده بود .. پاک زد و آروم گفت: لیاقت من اینه ؟ .. هوم.. پارک جیمین .. - بلند تر گفت - خوب بگو دیگه ..
جیمین آروم موهایش را به عقب برد : من از طرف مادرم معذرت میخواهمـ...
میون‌شی محکم گفت : ساکت شو معذرت خواهی ترو نمیخواهم .. فقد - نگاهش غمیگنی شد - فقد ازت میخواستم کنارم باشی .. جلو همه
جیمین شکسته نگاهش کرد .. مینوشی بغضش را خیلی سخت قورت داد و گام برداشت و از کنارش گذشت .. جان هم اول به میون‌شی نگاه دوخت سپس به جیمین .. اخم هایش تو هم رفت
جیمین : جان؟
جان تند به دنبال میون‌شی دوید .. و از آن راه رو دور شدن .. جیمین ماند همراه تهیونگ... در سکوت و ساکتی .. آروم گام برداشت و در کنارش نشست کلافه تکیه داد و غمگین گفت : خوبی ؟
تهیونگ سری به نه تکون داد جیمین آروم دستش را پست کمر تهیونگ زد : نگران نباش رفیق .. مین جی حالش خوب میشه ...
.......
دیدگاه ها (۱)

خیلی خسته. روی صندلی نشست جان هم کنارش نشست .. میون‌شی پاک ز...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۳رازی خاطرات، زندگی رو می‌سازد ، خ...

تعیونگ نفس عمیقی کشید و تلخ خندید سپس تند جیمین را کوتاه و ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۱کنارش ایستاد.. میون‌شی کیفش روی ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط